زادگاه آريوبرزن - روستاي برزيون حوالي بهبهان

آريوبرزن سردار بزرگ خطه ارگان

آريوبرزن سردار بزرگ و فرزند برومند ايالت ارگان (بهبهان)در حدود سال 355 قبل از ميلاد مسيح در روستاي برزيون از توابع ارگان متولد وروح سلحشوري وجوانمردي او دربين اهالي كوهستان خشن وسربه فلك كشيده ي رشته كوه بديل كه از تنگ تكاب شروع وتا ناحيه پيرآباد تشان ادامه دارد پرورش يافت . او به همت هوش سرشار وآگاهي ذهني وشجاعت خدادادي در دوران پادشاهي داريوش سوم به مقام سرداري ، ساتراپي (استانداري)منطقه نائل آمد ، روستاي برزيون به فاصله كمي در شمال تنگه تكاب وسد مارون ودرست در پشت روستاي پشكر در دره ي عميقي بين برآمدگيهاي رشته كوه بديل واقع شده و از نظر امنيتي ، پناگاهي كاملاً استتار ودر موقعيت خاص جغرافيايي بوده و فاصله هوايي آن تا شهر بهبهان درحدود 12 كيلومتر است . يادآوري مي شود كه موقعيت ارگان (ارجان)و وجود گذرگاه تنگه تكاب و ارتباط تنگاتنگ بين ارگان با فارس ، اصفهان و شهرهاي آباد آن زمان خوزستان ،وهمچنين خليج فارس و وجود مراكز صنعتي و علمي و كشاورزي ، اين شهر (ارگان) را به كانوني از تجمع صنعتگران ، علما ، عقلا و دانشمندان علوم مختلف تبديل كرده بود ، وجود چنين راد مردي چون آريوبرزن در عرصه ي نظامي كه با نثار جان خود چنان حماسه اي بيافريند كه آوازه اش ساليان دراز سراسر گيتي نقل محافل ومجالس گردد ، دور از انتظار نيست كه انتخاب او براي حفاظت از گذرگاه استراتژيك تنگ تكاب كه دو منطقه ارگان وكهگيلويه را بهم متصل مي كرد وگلوگاه رسيدن به پارس و تخت جمشيد بود كاري حساب شده و با ارزش نظامي و سياسي است و از نظر نظامي وموقعيت شناسي با توجه به انتخاب بهترين نقطه جهت ضربه زدن به دشمن و برگزيدن تنگه صعب العبور تنگ تكاب كه محل عبور ومسير نيروي تا دندان مسلح اسكندر مقدوني بوده است كاري كارشناسي شده بود. بهرحال آريوبرزن مدتها حفاظت از منطقه ارگان وگذرگاه دربند پارس (تنگ تكاب) را بر عهده داشت . در سال 330 قبل از ميلاد اسكندر مقدوني به پاسخگويي جنگ و شكست ترموپيل به ايران حمله كرد وپس از سه جنگ با داريوش سوم هخامنشي و شكست او در ناحيه اربيل يا گوگمل (كردستان عراق) وخارج شدن متصرفات ايران چون مصر ، لبنان ، فلسطين ، تركيه ، يونان ، بابل وشوش روانه پرسپوليس شد . اسكندر پس از فتوحات خود سپاهش را به دوقسمت نمود ، قسمتي از آنرا به فرماندهي خود با سلاح سبك از راه كوهستان وقسمت ديگر را به فرماندهي پارمينون يا پارمينوس از راه ايذه ، رامهرمز ، بهبهان ، تنگه آرو ، تامرادي و تنگ چوگان و دشت روم بسوي پارس گسيل داشت . در تنگ تكاب حد فاصل بهبهان و كهگيلويه سردار بزرگ ارگان به انتظار  اسكندر در كمين نشسته بود و بالاخره آريوبرزن در اين گذرگاه اسكندر را به دام انداخت . سپاه ايران با وجود كمي افراد با غلطاندن سنگهاي عظيم كه از قبل آماده كرده بودند از بالاي كوه و با تيرو سنگ وفلاخن عده ي بسياري از سپاهيان اسكندر را نابود كردند .  اسكندر فرمان عقب نشيني داد ولي سرانجام يكي از اسيران ايراني كه راههاي منطقه را بخوبي مي شناخت وبه او وعده آزادي داده شده بود خيانت كرد و سپاه اسكندر را از راههاي فرعي به پشت مواضع ايرانيان رسانيد و آنان را در كمينگاهشان غافل گير كردند . برخي مورخان اين اسير چوپان را لي باتي از اهالي ليكيه نوشته اند ، ايرانيان شجاعانه مقاومت كردند و جنگيدند آريوبرزن توانست حلقه محاصره مقدونيان رابشكافد  وبگريزد او قصد داشت پيش از اسكندر به پارس برسد وبه سازماندهي دفاع از پايتخت بپردازد ولي دربين راه با آن بخش از سپاهيان مقدوني كه از راه دشت روم روانه پارس بودند روبروشد. اسكندر نيز در آن هنگام به او رسيد ، سردار شجاع ايراني هرگز تسليم نشد و همراه با سربازانش بر سر دفاع خويش وسرزمينش جان باخت پس از مرگ آريوبرزن پارس به آساني به دست اسكندر افتاد . ايستادگي آريوبرزن يكي از چند مقاومت انگشت شمار در برابر سپاه مقدوني است . لازم به ياد آوري است كه بدانيم يوتاب خواهر آريوبرزن (يوتاب به معني درخشنده و بي مانند)زن شجاع ارگاني براي حفظ نواميس ايراني ضمن حفاظت از خانواده اش و خانواده هاي منطقه اش دوش به دوش برادرش فرماندهي بخشي از سپاهيان برادرش را بر عهده داشت و در كوهها راه را بر اسكندر وسپاه او بست ، يوتاب همراه برادر چنان جنگيد تا هر دو كشته شدند و نامي جاويدان از خود در منطقه و ايران بزرگ وجهان بر جاي گذاشتند روحشان شاد :

نكته ديگراينكه اسكندر پس از پيروزي بر آريوبرزن آن اسير چوپان را به جرم خيانت كشت . كاليستنس مورخ رسمي اسكندر در خصوص آريوبرزن چنين مي نويسد 12 اوت مطابق با 21 مرداد ماه سال 330 پيش از ميلاد نيروهاي اسكندر مقدوني در پيشروي به سوي پرسپوليس (پارسه)پايتخت آن زمان در يك منطقه كوهستاني صعب العبور  (دربند پارس) تنگه تكاب با يك هنگ از ارتش ايران (1000 تا 1200)نفر به فرماندهي سردار آريوبرزن روبرو شديم با آن همه فتوحات سرانجام اين هنگ با محاصره كوهها وعقب راندن اسكندر از پاي درآمد وفرمانده دلير آن نيز در نبردي نابرابر بر خاك افتاد . مورخ اسكندر نوشته است اگر چنين مقاومتي در گوگمل (كردستان كنوني در عراق)در برابر ماصورت گرفته بود شكست ما قطعي بود .

دلاوري آريوبرزن يكي از درخشان ترين و تحسين بر انگيزترين بخش تاريخ مهين ما را تشكيل مي دهد و نمونه از جان گذشتگي ايراني درراه ميهن را منعكس مي كند . آريوبرزن  و مردانش 90 سال پس از ايستادگي لئونيداس در برابر ارتش خشايار شاه در ترموپيل كه آن هم در ماه اوت روي داد مقاومت خود را بهمان گونه در برابر اسكندر آغاز كرده بودند ، اما شوربختانه تفاوت ميان مقاومت لئونيداس و آخرين ايستادگي آريوبرزن در اين است كه يونانيان در ترموپيل در محل بر زمين افتادن لئونيداس يك پارك وبناي يادبود ساخته اند و مجسمه اورا بر پا داشته و آخرين سخنانش را بر سنگ حك كرده اند تا از او سپاسگزاري كرده باشند .ولي از آريوبرزن ما جز چند سطر ترجمه از منابع ديگران اثري دردست نيست ، چرا چنين باشد !؟ آريوبرزن ومردانش جان بر كف نهادند تا پايتخت ميهن شان به دست اسكندر مقدوني نابود نشود آنان جان دادند تا اسكندر از پلكان قدرت و عظمت تخت جمشيد بالا نرود ، ولي بالا رفت ،اما بايد گفت كه ويرانه هاي تخت جمشيد هم خبر از بزرگي ، عظمت و اصالت تمدن و فرهنگ ايرانيان باستان مي دهد ، تمدن و فرهنگي كه رسالت پاسداري از آن تكليف بي چون وچراي هر ايراني و ايراني تبار است تا اين ستون هاي سر به فلك كشيده كه ميراث مشترك همه ي ايرانيان است بر جاي باشند ايران هم باقي است و خواهد بود ، به همان گونه كه در26 قرن گذشته يونانيان ، روميان ،تازيان ، تركان مهاجم و استعمارگران اروپايي نتوانستند آن را از ميان بردارند.  

 

 

كنون گويمت رويدادي ديگر                                             زتاريخ ديرين اين بوم وبر

چو اسكندر آمد به ملك كيان                                          يكي گُرد فرمانده قهرمان

به ايرانيان داد درس وطن                                              در اين راه گذشت از سرو جان وتن

كه فرزند نام آورميهن است                                            مر آن شير دل آريوبرزن است